منابع طبیعی
توسعه پایدار منابع
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
سلام
الان که دارم براتون پست میذارم خیلی ناراحتو پر از استرسم
خب من براتون تو پست قبلی نوشته بودم که کاروانی ک باهاشون راهیان نور رفتم متنی گذاشته بود با عنوان کربلا با قیمت یک میلیون دو سرهوایی.
 بعد از اطلاع راست بودن خبر از حاج آقا الفی
سریع و سیر رفتم ثبتنام انجام دادم برای کل خانواده و برخی اعضای فامیلمون به واسطه من ثبتنام کردند حدود ده نفر شدیم که پولامونو واریز کردیم
ک پریشب جلسه ای اضطراری برگذار شد و توی اون جلسه اعلام شد که آقای محمد اکبری (مسوول فرهنگی بیسیج) که ما پولامونو بهش دادیم تا مارو ببره کربلا متواری شده و کلاهبرداره. این آقا با استفاده از اعتبار حاج آقا الفی و مقام و پست شون
با جعل سند و تهیه بلیط های جعلی اقدام به کلاهبرداری کردند و با 280میلیون پول جمع شده فرار کردند
تا اینو گفتن حالم بد شد دیگه مکان و زمانو از دست دادم انگار آب سردی به روم پاشیدند نمیدونستم چیکار کنم بدتر از همه فامیلامون بودند که هی با حرفاشون دادشتن منو سرزنش و شماتت میکردند نمیدونین چه حالی داشتم هم همه ای بود من تا مرز بیهوش شدن رفتم. همش قیافش(اکبری) تو ذهنم می اومد وقتی با عجله به فرودگاه رفتم تا پاسپورتمو بهش بدم تا بره کارای ویزامونو انجام بده
چندین بار ب چهره م خیره شد
لبخندی که هر از گاهی رو لبش می اومد به زور کنترل میکرد با خودم میگفتم  بنظر آدم درستی نمیاد ولی بعدش استغفرالله گفتم آخه نسبت به حاج آقا الفی اعتماد داشتم
پوزخندها و سرزنشهای فامیلا فقط روی من بود چون اونا چندین بار بهم گفتند این آقا رو میشناسیی! کلاهبردار نباشه یه وقت!
 گفتم اره ولی اگه یکم شک دارین ثبتنام نکنین خب اونام به واسطه آشنایی من اومدن وسط.
الان دو روزه دارم از دورن میجوشم حرفهای فامیل از گوشه و کنار منو خورد کرده
اختیار احساسات از درون خورد شده امو دارم از دست میدم
دلم میخاد پولی داشتم میدادم به این بیچاره ها.

بلکم از سرزنشهاشون کم بشه
آخه بعضیای از اعضای فامیل دستشون واقعان تنگه و با قرض اومدن ثبتنام.
از طرفیم خودم درآمدی ندارم که پول اونارو بدم مادرم که هی میگه آروم باش ولش کن
ولی باز یکی از فامیلا زنگ میزنه روح و روانمو بهم میریزه اصرار به گرفتن پولشون دارند
الان حس بی پولی و فشار مالی و میفهمم بدجور دلم براشون میسوزه
حالا بماند ک تا ابد و دهر منو سرزنش و شماتت خواهند کرد
کربلای که نرفتم قلبمو بیشتر میسوزونه
دیروز با چندین مال باخته دیگه رفتیم دادگاه شکواییه تنظیم کردم
و از اونجا به آگاهی ارجام دادند
موندم خدایا کمک کن
دلم داره میترکه






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 28 فروردین 1396
سه شنبه 5 اردیبهشت 1396 09:06 ب.ظ
ای نارت کوزایی یه هفتس اینجا اوتراق کردم منتظرتم خووووووووو
گــلـی سلااااااااااااااام عزیزم تو کوجایی من سفر کربلا بودم عزیزم یه ساعتی و یه جایی بگو بیام بحرفیم خانوممممممممممم
چهارشنبه 30 فروردین 1396 03:55 ب.ظ
گلی جان دلم برات تنگ شده آدرسی چیزی بده بیام باهم بحرفیم خخخخخ
گــلـی سلام عزیزززززززززززززززززززززززززززززززززم کجایی بی معرفت
یاد مارو الان میکنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
من مسنجر و اینام بسته م اگه میتونی خودت یه رای برا ارتیاط بهم بده آخه من خیلی خیلی دیر میام اینجا
سه شنبه 29 فروردین 1396 01:35 ق.ظ
خیلی ناراحت شدم
زشت ترین کار دنیا بازی با عقاید و احساسات مردمه
اینکه به واسطه عشق مردم به سالار شهیدان کسی بیاد و کلاهبرداری کنه خیلی وحشتناکه
امیدوارم هر چه سریعتر دستگیر بشه و به سزای عمل ش برسه
می دونم خیلی سخت خواهد بود که بخوابد این اتفاق رو فراموش کنید ولی بهش به چشم یه اتفاق بد نگاه کنید
و سعی کنید یه خودتون مسلط باشید
انشالله به حق امام و شهدا کربلا هر چه سریع تر دستگیر و مشکل تون حل بشه
و در آخر انشالله امام حسین توی همین سال این عشق تون رو براتون جبران گنه
نحوه جبران کردن ش با خوده امام ، خواهیم دید کرم امام رو . . .
گــلـی درسته بلاخره سفر کربلا و رفتم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی